جهش

سلام

بازم یه سری به این صفحه ی خاک گرفته زدم و دلم خواست چیزی بنویسم , نمیدونم چرا

این صفحه رو هنوز نگه داشتم...دلم واسه بچه های قدیم تنگ شده بود, به وبلاگاشون که

سر زدم دیدم همه کم کار شدن , نمیدونم چرا هوای دل خیلیا ابری بود , این روزا خیلی به

گذشته فکر میکنم چون تو 29 سالگی فکر میکنی اگه 30 ساله بشی بعدش چی میشه؟!

یعنی اگه 30 ساله بشم و هیچ جهشی نکنم بعد وقتی 40 ساله بشم چی میشه؟ خب

تو 20 سالگی که نمیتونستم به زندگی به صورت یک کل نگاه کنم واقعا از یه 20 ساله کی

همچین انتظاری داره؟ یا از یه 10 ساله؟ ولی از یه 30 ساله همه انتظار دارن حتی خودش و

حتی خدا که از همه ی ما پیشتر و بیشتر بوده و هست و تا همیشه... آره خلاصه انگار به

قول ویتگنشتاین به اون منظر کلی رسیدم انگار می تونم یه وجه ابدی واسه خودم دست و

پا کنم دیگه وقتشه..نمیدونم چرا تا حالا همش خودم رو یه مقصر میدیدم ...ولی حالا

میدونم که خوب تو هر سنی آدم عقلش یه اندازه کار میکنه اگه تو 20 سالگی عقلم به

کمال الان میرسید دیگه تو 40 سالگی باید یه چیزی شبیه امام خمینی (ره) میشدم, آره

من یه آدم معمولی هستم, ویژه نیستم! بگذریم که همیشه یادم دادن اشتباه کردم و باید

مثل یه 40 سال رفتار میکردم حتی تو 10 سالگی!! ولی خوب بدم نیست , همه می

خواستن من دکتر بشم ولی رفتم فلسفه خوندم تونستم دنبال علایقم برم , همه میگفتن

عشق یه چیز بده و اساسا گناه نابخشودنی ولی من عاشق شدم , همه ..بگذریم الان

خیلی هم ناراضی نیستم , ولی گاهی کم کاری کردم ... تو بندگی , تو عاشقی , تو

استواری ولی نا امید نیستم یه توشه دارم نه اندازه آدم 40 ساله بلکه اندازه ی کسی که

یه سال دیگه 30 ساله میشه و دنبال یه جهشه بیشتر از همه تو بندگی... خدایا بال و پرم

بده... آمین. 

تمام.

/ 1 نظر / 20 بازدید
مسعود

حرفتان خیلی به دلم نشست.