ما و اونا !

اونا ما رو زیر نظر دارن ! ما میدونیم اونا ما رو زیر نظر دارن!و اونا میدونن که ما میدونیم که اونا

ما رو زیر نظر دارن در ضمن میدونن که ما اینو میدونیم!

پرده های ما همیشه کشیدست! لای پرده رو اندازه ی کله ی مورچه باز میکنم و به پنجره

های اونا نگاه میکنم ، پرده های اونا کشیدست ! میدونم یکی لای پرده رو اندازه ی کله ی

مورچه باز کرده و داره به پرده های کشیده ی ما نگاه میکنه! بازی عجیبیه! اینو هم ما

میدونیم هم اونا! کلاً هر چیزی رو ما میدونیم اونا هم حتماً میدونن! پس اونا میخوان چی رو

بدونن؟ بگن ما هم بدونیم!

/ 1 نظر / 14 بازدید
کیمیا

اينقدر تو اداره سرم شلوغه كه فكر كنم بعد از 6-7 ماه يا شايدم بيشتر اومدم وبلاگ خوني..سركار خانم رهگذر ما هميشه به ياد دوستان قديمي اونم از نوع خوبش مثل شما هستيم.شما ما رو قابل نميدونيد با اينكه نزديك هستيم منزل ما تشريف بياريد.كوچولوتون هم كه به دنيا اومده.آدرس هم به ما نميدين كه منزل تشريف بيارن خونتون برا مبارك گفتن.نكنه ميترسيد با ماها در ارتباط باشيد يا شايدم قابل نميدونيد مارو.به هرحال ما از صميم دل خوشحال ميشيم و دوست داريم با دوستان قديمي در ارتباط باشيم.ني ني رو از طرف ما ببوسيد.ايشاله كه زير سايه پدر و مادر و امام زمان بزرگ بشه.در ضمن اينقدر مارونديدن كه مهديار امسال رفت كلاس اول.ميبينيد چقدر زود ميگذره.دوست داشتيد مسنجر هر روز آنلاين هستم .خوشحال ميشم پيج كنيد